نسبی گرای

                                     

 

یکی از ایرادهایی که خرد باوران به نسبی نگران وارد می کنند بر موضوع گزینش قاعده های اخلاقی استوار است. به عبارت ساده تر مشخص کردن خوب ها از بد ها.

اما نکته اینجاست که خرد گرایان نیز نمی توانند منکر تفاوتهای اخلاقی بین ملتها شوند. مثل معروفی در این باره است که : آنچه آن سوی کوهستانی حقیقت است ، این سوی کوهستان خطا می باشد. بر مبنای همین نکته است که امروزه حتی جامعه شناسان علم مقام هیچ موضوع علمییی را برتر و ممتاز نمی دانند.

یکی دیگر از ایراداتی که بر نسبی نگران وارد است مربوط می شود به  اعتقاد ایشان به وجود انواع مختلف جهان. در این صورت این سوال مطرح می شود که آیا انواع مختلف انسان نیز وجود دارد؟ این همان موضوع خطرناک برتری نژادی می باشد.

موضوع دیگر باور نسبی گرایان بر وجود شکلهای گوناگون کارکرد خرد انسانی است. در صورت پذیرش این باور بایستی تک تک این کارکرد ها را داری ارزش برابر دانست. که در این صورت این سوال مطرح می شود که آیا می توان قانون جهانشمول اخلاقیی وضع کرد؟ یا به تعبیری طرح مسائلی چون حقوق بشر و نظایر آن کاری بیهوده نمی باشد؟ (به این معنی که چون عقاید ملل مختلف گوناگون است و هر عقیده ای هم محترم،و چیزی که این طرف کوهستان خطاست طرف دیگر حقیقت است، (چیزی به نام حقوق بشر بی معنی می باشد) برای روشن شدن بهتر موضوع مثالی(از جنبه ی افراطی آن) را ذکر می کنیم.

امیدوارم با رمان معروف دور دنیا در ۸۰ روز و قهرمان داستان آقام ویلیام فاگ آشنایی داشته باشید. در یکی از بخشهای داستان آقای فاگ از یکی از مناطق هندوستان عبور می کرد. در آنجا مراسم عجیبی را مشاهده می کند. زن جوانی را بعد از مرگ شوهرش ، به همراه او، در آتش می سوزاندند. آقای فاگ در زمان مراسم و قبل از سوزاندن زن جوان، با جوانمردی و شجاعت و به خطر انداختن جان خود، زن جوان را ربوده و به عبارتی نجات می دهد و بعد از اتمام سفرش با آن زن ازدواج می کند. حال بیایید از دیدگاهی دیگر به این داستان نگاهی بیاندازیم. آیا حرکت آقای فاگ واقعا درست بود؟ طبق آیین اروپایی آقای فاگ جواب سوال بله می باشد. اما طبق آیین آن منطقه از هندوستان جواب خیر می باشد. حال اگر به موضوع کارکرد شکلهای گوناگون خرد انسانی و برابری هر یک از این شکلها اعتقاد داشته باشیم، در این صورت مشکل بزرگی ظاهر می شود.رسم و اعتقاد قبیله به قربانی کردن زن پس از شوهرش می باشد تا آنها در دنیای دیگر با هم زندگی کنند. در آن قبیله این عمل عملی اخلاقی و مورد پسند قبیله، پدر و مادر زن و یا شاید حتی خود زن باشد (که بودن با شوهرش در دنیای دیگر را به زندگی در این دنیا ترجیح می دهد). در این صورت عمل آقای فاگ عملی زشت و نا جوانمردانه بوده است.

آخرین سوالی که مطرح می شود این است که فردی نسبی گرا در چنین موقعیتی چه واکنشی از خود نشان می دهد؟ آیا بنا بر عقاید نسبی گرایانه شاهد سوختن زن می شود و یا ...

عادتها

                                    

وای به روزی که به عادت دچار بشیم،

 از روی عادت ببینیم 

از روی عادت بشنویم

از روی عادت کسی رو دوست داشته باشیم 

و باز از ترس تنهایی از روی عادت به کسی که هیچ نبود تکیه کنیم

و این عادتها  هی بزرگ، بزرگ ،بزرگ تر شوند ، تا  به عادت زندگی کنیم

از روی عادت منتظر مرگ باشیم ......

 


بر خودم لازم میدونم از تمام دوستانی که به هر نحوی جویای حال من بودم تشکر کنم ،امیدوارم بزودی همه صداها و آواها رو  مثل قبل بشنوم.

راهکار مشتی هگو چاوز جون برای مصرف بهینه....

مشهدی‌هوگو چاوز که اتفاقن در ایران نبوده و در یکی از جلسات هیأت‌دولت کشورش صحبت می‌کرده است، گفته: «بعضی‌ها توی حمام می‌زنند زیر آواز!

نه بلوتوثش آمده، نه عکسش ایمیل شده. گشتم نبود، نگرد، نیست. فقط خبرش آمده. آن هم در «بولتن خبری». قضیه از این قرار است که مشهدی‌هوگو چاوز، رئیس جمهور کشور دوست و برادر و سوسیالیست، ونزوئلا چهارشنبه پیش، از مردم کشورش خواسته که برای صرفه‌جویی در مصرف آب و برق از خواندن آواز در حمام خودداری کنند.

مشهدی‌هوگو چاوز که اتفاقن در ایران نبوده و در یکی از جلسات هیأت‌دولت کشورش صحبت می‌کرده است، گفته: «بعضی‌ها توی حمام می‌زنند زیر آواز. آن هم نیم‌ساعت تمام. نه بابا! سه دقیقه هم زیاد است. خود من همیشه سه دقیقه دوش می‌گیرم. بو هم نمی‌دهم.»

1- چطور شده که مشهدی، تهران تشریف نداشته؟

2- خوش‌به‌حال هیأت وزیران ونزوئلا. ظاهرن به آنها، از وزرای ما هم بیشتر خوش می‌گذرد، در جلسات هیأت‌دولت. چه حالی می‌کنند آنها؟ حسودیم شد.

3- خدا من را ببخشد، ولی گمان کنم مشهدی خیلی اهل نجس‌ و پاکی نباشد. ایشان مردی تنومند است و هیکل‌مند. لذا سطح وی طبیعتن زیاد است. اگر بنا باشد با دقت کافی اول سر و گردن بشوید، بعد سمت راست و... الی‌ آخر، خیلی بیشتر از این‌ها وقت می‌برد.

4- از استدلال مشهدی نتیجه می‌گیریم که بعضی از وزرای ونزوئلا در حمام آواز می‌خوانند و بو هم می‌دهند.

5- آیا هرکس بود بدهد،‌ در حمام آواز خوانده؟

6- آیا هرکس در حمام آواز بخواند، بو می‌دهد؟

(کاش یک نفر بود این دو سؤال اخیر را به زبان ونزوئلایی از خود مشهدی‌ می‌پرسید.)

7- ردیف‌های آوازی ونزوئلا را نمی‌دانم، ولی انصافاً «همایون» خودمان در حمام خیلی می‌چسبد.

8- ما که همه‌چیزمان مثل ونزوئلاست باید یاد بگیریم. فقط یک ایراد کوچک وجود دارد. کارمند جماعت، خیلی وقت و دل و دماغ حمام رفتن ندارد. لذا معمولاً پنج‌شنبه‌ها حمام می‌روند این قشر غیور. برای همین پنج‌شنبه‌ها مصرف آب و برق و آواز در کشور بالا می‌رود. سزاست که از مشهدی‌هوگو یک راهکار بگیرند، بلکه این روز را حذف کنند و عوضش دو تا دوشنبه در هفته بگذارند.

9- ] صدای مرد در حمام[ ... آ آ آی، ... امان ... دوست... داد... بیداد... وای...

زن: خجالت بکش مرد، صد دفعه گفتم توی حموم آواز نخون. همسایه‌ها می‌رن خبر می‌دن، آب و برقمون قطع می‌شه!

مرد: آواز نمی‌خونم که! پام رفته روی صابون، لیز خوردم، افتادم روی سنگ پا دارم ناله می‌کنم!

10- با عنایت به دیالوگ بالا درمی‌یابیم که با توجه به تحریرهای آواز ایرانی که خیلی هم وقت می‌گیرد و همه‌ش‌ داد و بیداد الکی است، کشور ما ایران، بیش از ونزوئلا نیازمند طرح هدفمند کردن آواز در حمام است.

               هوگو چاوز خواننده می شود                 

دسته گل کامران جان!!

هر جایی آدم دسته گل به آب می‌دهد، بدهد. یک جوری می‌شود. جمع و جورش کرد، فقط نور چشم و پاره جیگر و امید دل آدم دسته گل به آب ندهد. که متأسفانه اخیرن مال صدا و سیما داده. از قرار معلوم «کامران نجف‌زاده» بزرگ‌ترین خبرنگار خاورمیانه و حومه چند وقت پیش گزارشی ارسال فرموده‌اند از پاریس و در آن در باب بازی جوانمردانه دو تیم فوتبال تصاویری پخش کرده و شرح ماجرا را به سمع و نظر بینندگان محترم خبر 30/20 و 22 رسانده است که کسی خبر داغ گزارشگر ویژه را ندیده سر بر بالین نگذارد.

فقط یک مشکل کوچک وجود داشته که موضوع گزارش 4 سال پیش رخ داده است و کامران جان تصاویر را از سایت‌های دانلود ویدئوی‌ گرفته و خبر نوشته رویش و فرستاده.


1- به این می‌گویند استفاده بهینه، خبرنگاری می‌فرستیم پاریس تا از لیگ هلند برایمان تصویر دانلود کند از اینترنت. خب با این سرعتی که اینترنت در کشور ما دارد که عمراً نمی‌شد تصاویر را دانلود کرد. اگر هم می‌شد، هزینه تلفنمان بالا می‌رفت که خدا را شکر، بالا نرفت.

2- تصاویر قدیمی است، باشد، از قدیم گفته‌اند «الدرس حرف و التکرار الف». چه درسی بهتر از جوانمردی و پاک زیستن که همه‌اش از کسب حلال پدید می‌آید. نمونه‌اش همین خبرنگاران ارجمند خاورمیانه و حومه که همین صداقت‌شان ما را کشته!

3- اشتباه باشد هم عیبی ندارد. از صبح تا شب مردم هندی‌کم بر کف دنبال سر بچه‌های شیرخوار و نوپایشان می‌گردند تا بلکه بچه‌شان یک گاف با نمک بدهد که تصویرش را ضبط کنند و خودشان هزار بار ببینند و قربان قد و بالای بچه با نمک‌شان بروند. بعد هم بفرستند تلویزیون صد دفعه در برنامه‌های گوناگون پخش کند. حالا تلویزیون نباید پخش کند تصاویر شیرین‌کاری‌های کامران جان را؟

 

                                   

  پ ن: البته بنده سبک گزارشهای آقای نجف زاده را دوست دارم اما متاسفانه یک جانبه نگری ایشان به گزارشات که برای عده ای خاص  تهیه میشود تا خوششان بیاید نه اصلن نمی پسندم.  

توجه توجه من نمیدونم چرا نمیتونم وارد  کامنت دونی بعضی از دوستان بشم مثل نقش و نگار ،طلوع ، قربانی شماره ۱۴و ... نمیدونم مشکل از کجاست.