چرا پیدا نمی شم

امروز داشتم فکرمی کردم چرا دیگه دلتنگ کسی یا چیزی نمیشم. !؟خوب که نگاه میکنم، خیلی وقته دلم چیزی نخواسته. دلم سنگ شده. ترسم میگیره که چشمام هم سنگ بشه. بعد انوقت توی نگاهم گم بشی. میترسم دستام حس خوب بودنت دیگر نشناسه. ترسم از اینکه دیگه هیچ چیزی خوشحالم نکنه... این خیلی بده، خیلی بد که آدم خودش فراموش کنه. بعد توی خودش گم بشه و نشه که پیدا بشه. باید کسی بیاد پیدام کنه.! یک چراغ و آینه میخوام تا راه پیدا کنم تا پیدا بشم. مُردم از این همه گم شدگی!
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط مـــهــاجـــر
|
اینجا مینویسم تا مغزم خالی شود، شما چیزهای که میخوانید از مخیله یک انسان به ظاهر امروزی ست... اما در درونش آتشفشانی ست از چرایی، که در جوش و خروش است.! این نوشتهها عصاره آن همه است...