دفترچه_ فوتبال دستي _ بهشت
بايد يك دفترچه بگيرم كه هميشه دم دستم باشه. كه هر وقت چيزي اومد تو كلم تندي يادداشت كنم. اين جمله چند بار با صداي بلند فكر مي كنم. حس خوبيٍ، هميشه اولش حس خوبي داره بعد از چند لحظه اولين تكها شروع ميشه....
ببين به چي دلش خوش كرده؟!. راستي چند تا از اين دفترچه ها داشتي؟!. نكنه آلزايمر گرفتي؟!!
آلزايمر !!!!
آره دقت كردي وقتي يك جمله اي كه براي خودت تعريف مي كني كسري از ثانيه دوباره وقتي مي خواي تعربف كني يك قصه ديگه سر هم مي كني، ذهنت بيمارٍ، بيمار....
تخم مرغ مي زنم به گوشه گاز نطفه درونش ول مي كنم تو روغن داغ صداي جلز و ولز نطفه اي كه قرار بود جوجه اي بشه شايد يه روزي يك مرغ سر به راهي از آب در مي اومد با كلي بچه هاي تپلي يا يه خروس با غيرت و متعصب، با تمام وسواس بالاي سرشم كه خوب سرخ بشه . از امروز بايد يك دفترچه بگيرم تا هر وقت چيزي اومد توي سرم پشتٍ هم پشتٍ هم يادداشت بردارم، ضمنن يك مداد هم مي خوام.....چـــرا بهم اعتماد نداري؟!!! چرا؟؟؟ دوست دارم اين كلمه را چند بار با صداي بلند تكرار كنم با يك صداي بلندي تو مغز سرم كه از گوش هام بزنه بيرون.
خودكار بهتره خيليم بهتره ازهمون هاي كه گيره داره مي چسبوني به لباست وقتي مي خواي چيزي بنويسي بايد خودكار داشته باشي، دقت كردي تا مي خواي چيزي بنويسي مي بيني هيچ چيزي براي نوشتن نداري هميشه انگاري هر چيزي كه نمي خواي جلوي چشماتٍ اين قانونٍ وقتي هم كه لازمش داري آب ميشه ميره توي زمين اين قانونٍ، قانون......
***************
امروز يكي از همكارم مي گفت: اگر مي دونستم خودكشي كردن گناه نيست، حتمن اينكار مي كردم از عاقبتش مي ترسم از اين كه ندونم سرنوشتم چي ميشه؟.
پرسيدم، بعد مرگ طبيعي مگه كجا مي خواي بري كه با خودكشي اونجا نمي برندت؟!!!... سكوت كرد.
شايد منتظري ببرند تو بهشت، از همون هاي كه كلي حوري و پري داره تا آب تو دلت تكون نخوره، از همونهاي كه كه قبض اب و برقش خدا يكجا پرداخت كرده حتي اگه تصاعدي بره بالا تو فقط لم بده، يخورده چشم چروني پري ها كني ، يخورده بلاگت آبديت كني، شايد يه تيم فوتبال دستي تشكيل دادي براي رو كم كني بالا بهشتي ها ، از كجا معلوم پايين بهشتي ها يك روز بخاطر تبعيضي كه بين بالا و پايين قيام كنند. كلي پلاكارت دست بگيرند و بر اين همه تفاوت در بين شمال و جنوب اعتراض كنند شايد يكي مثل كاو آهنگر كه حالا از بيكاري نمي دون ته اسمش چي بايد صدا بشه و بزنه به سيم آخر خواستار يكپارچگي بشه......
خوبيش اينه كه اگر رفتي جهنم همه يك دست هستند، همه جهنمي همه زنداني....
بيخيال كي خواست خودكشي كنه، اصلن اشتباه كردم. خواستم يك چيزي گفته باشم از اين روزگار نكبت تا سبك بشم .... راستي، راستي تو بهشتم شمال نشين و جنوب نشين داره؟!!!!!



اینجا مینویسم تا مغزم خالی شود، شما چیزهای که میخوانید از مخیله یک انسان به ظاهر امروزی ست... اما در درونش آتشفشانی ست از چرایی، که در جوش و خروش است.! این نوشتهها عصاره آن همه است...