سكوت، اندكي بعد تولد
آغاز شدن را دوست دارم.......در لحظه ای مانند اکنون
آغاز شدن را دوست دارم.......در لحظه ای مانند اکنون
توقع زیادی از زندگی ندارم ، سه چیز کفایتم می کند :
سبکی ناشی از نوشیدن فنجانی قهوه با کسی که دوستش دارم ،
رخوت ناشی از مطالعه روزنامه عصر در وان پر از آب حمام ،
شادی ناشی از راه رفتن کودکانه ، با دستانی به شکل صلیب در آمده ، روی جدول
کنار خیابان .
این یک فلسفه پیچیده ، همانند آنچه فلاسفه در رساله هایشان جنجال می کنند نیست ،و نه یک اظهار نظر ادبی ، همانند آنچه نویسندگان آداب دان روزگار ما روی
کاغذ بالا می آورند ،و نه یک ایدئولوژی دینی ، از آنگونه که روحانیون ادیان مختلف در سراسر جهان
سعی در زنجیر کردن انسان به خدا از
طریق آن دارند .
این درست به سادگی تماشای سایه یک درخت بر سنگفرش پیاده رو است : نوری که
می گذرد و نوری که عبور نمی کند .
فلسفه زندگی چیزی جز این سه پدیده درخشان نیست : فنجان قهوه، وان حمام و جدول
کنار خیابان.

وقتی می بینم بعضی ها اینقدر ذوق می کنن به دیوار خونشون تابلو آویزان کنن تعجب می کنم مخصوصا اینکه بعد از چند روز دیگه اونها هرگز دیده نمی شن و در همون کادر خودشون می میرن.
*/ توضيح نقاشي : اثر بسيار زيبا و خلاقانه زنده ياد سهراب سپهري
*/ بقا یعنی زندگی در حد امکــــــان/ اینو راوی یه برنامه مستند می گه وقتی غازهای وحشی توی مسیر مهاجرتشون با شلیک گلوله از پای در می یان .قبل از این اتفاق راوی گفته بود پرواز پرنده مهاجر تنها یک تعهد است ٫ تعهد به بازگشت!
پوزش : بعلت درگيريهاي شغلي كه اين چند وقت برام پيش اومده بود، دسترسي به بلاگ دوستان برام مقدور نبود اما به ياد همگي شماها بودم با اين شرحي كه دادم اميدوارم پوزش مرا قبول بفرماييد.
ربط به پوزش: اثر تحريمها خيلي زودتر از اوني كه فكرش مي كرديم خودش و نشون داده.